بارش آسمانی

بارش اجرام آسمانی

در این مقاله اجرام آسمانی به معنای بارش (گردو-کرم-حلزون-مارمولک و ....) است نه پدیده هایی مثل شهاب و ...

بارش های متعددی در 243 سال اخیر گزارش شده است که مقداری از آنها به این شرح است. (توضیح: تمام مطالب این مقاله از مجله دانشمند استخراج شده است)


سال بارش(میلادی)       نام کشور             نام شی که از آسمان باریده             
                             
1951                      نیویورک                جو
1977                       انگلیس                گردو
1980                       ولزجنوبی             نخود
1984                       بریتانیا                 سیب
1877                       ایالات تنسی       کرم-مارمولک
1894                       ماساچوس          لاک پشت
1968                       مکزیک                 کرم
1953                       الجزایر                 حلزون
1954                       بریتانیا                 قورباقه
1973                       ایالات متحده         قورباقه
1977                       فرانسه                قورباقه
1979                       بریتانیا                 قورباقه
1922                       کالیفرنیا               سنگ     (8مارس)


البته در سال ها قبل نیز شاهد بارش کرم یا حلزون در تبریز بوده ایم.


                             
  نگاره‌ای از یک شیء ناشناس برفراز میرسبورگ آلمان

 
ماهیت بشقاب پرنده
بررسی گزارشهای مشاهده بشقاب پرنده توسط افراد مطلع و آشنا، فقط معتبر است. زیرا، بسیاری از کسانی که مدعی مشاهده بشقاب پرنده شدند، اشیاء یا پدیده‌های شناخته شده را به عنوان بشقاب پرنده تلقی کردند. مشهورترین و آشناترین این اشیاء یا پدیده‌ها عبارتند از: موشکهای پرتاب شده توسط هواپیما، ماهواره‌های برخاسته از زمین، شهاب، قطعات شهاب سنگ خرد شده که با انمعکاس نور خورشید روشن دیده می‌شوند، روشن شدن ابرهای ارتفاع پایین توسط خورشید، طبقات موشکهای حامل، نورهای به رنگهای مختلف حاصل از سوختن ماهواره‌ها در جو، گلوله‌های منور نظامی، هواپیماهایی که فرود آمدنشان را علامت می‌دهند، بالونهای آزمایش، کره‌های درخشان یا قرصهای براق و روشن حاصل از انعکاس نور توسط سطوح خارجی هواپیماهای مدرن، دنباله بخار هواپیماها، سطح بالونهای آزمایشی و هر سطح صیقل داده شده، حشراتی که در ارتفاعات خیلی بالا پرواز می‌کنند، پرندگان، هاله نورانی اطراف خطوط سیمهای انتقال برق فشار قوی در اثر احاطه شدن با کریستالهای یخ در زمستان، سیارات، ستاره‌های درخشان، نورافکن، اعلانات نورانی بدنه هواپیما، امواج انعکاس یافته رادارهای دور برد روی صفحه رادار (در اثر تغییرات محلی جو)، هواپیماهای بدون خلبان، سراب نوری جو، سراب الکترونیکی یونکره‌ای، کاغذ سفید سرگردان در هوا که در اثر تابش نور خورشید درخشان دیده می‌شوند، حباب کف و غیره.

از میان اشیاء و پدیده‌های نامبرده، هیچ شی به انداره سیاره زهره به عنوان بشقاب پرنده گزارش نشده‌است. دلیل این است که ظهور، قطر زاویه‌ای، رنگ، قرمز شدگی تدریجی، تغییر ظاهری شکل و رنگ هنگام مشاهده با دوربینهای دو چشمی با تلسکوپهای کوچک سبب غیر طبیعی جلوه دادن سیاره زهره می‌شود. از پدیده‌های جوی دیگر که باعث ایجاد تصورات خیالی می‌شوند، بادهای شدید و خشن هستند.

فعالیتهای غیر عادی خورشیدی و پدیده‌های مختلف جوی در لایه‌های مختلف جو، شفق قطبی، گردبادهای کوچک و ... را می‌توان نام برد. ملاحظه می‌شود که پدیده‌ها و اشیاء گوناگونی به عنوان بشقاب پرنده می‌تواند جلوه‌گر باشد. از میان آنها فقط تعداد کمی مربوط به بشقاب پرنده به مفهوم واقعی است. دلیل گزارشهای نامربوط به بشقتاب پرنده، بیشتر از عدم آشنایی مشاهده کنندگان با پدیده‌های طبیعی و عدم اطلاع آنها از وجود اشیاء موجود در فضا و جو زمین ناشی می‌شود

مشخصات کلی بشقاب پرنده

بشقابهای پرنده صورتهایی از یک شی با پیچیدگی متغیر است و معمولا از شکل هندسی کروی مشتق می‌شوند و به شکل دیسک، بیضوی (شبیه به توپ راگبی)، دوکی، استوانه‌ای و مخروطی دیده شدند. بیشتر آنها به شکل بشقابا گنبدی در وسط بودند. بشقابهای پرنده قادرند به سرعت ابعاد خود را تغییر دهند. بشقاب پرنده شی کاملاً مجهزی است که شکل سطح قابل مشاهده آن نقش ثانوی در پرواز دارد و معمولا فاقد بال و چرخ است. این اشیاء وقتی از فاصله نزدیک مشاهده می‌شوند، دارای ابعاد نسبتا کوچک، غالبا کوچکتر  هستند، ولی ابعاد انعکاسی راداری آنها تقریبا به اندازه یک هواپیمای جت بوئینگ  است.

بشقابهای پرنده، معمولاً بصورت دسته جمعی پرواز می‌کنند، ولی بصورت انفرادی نیز زیاد دیده شده‌اند. آنها، گاه در فضا به قطعات کوچکتر تقسیم می‌شوند و در چندین مورد هم قطعات کوچک نورانی بهم پیوسته و شی واحدی را بوجود می‌آوزند. ازعجایب اینکه، بشقابهای پرنده قادرند بطور ناگهانی و آنی خود را از نظرها ناپدید کنند. بشقابهای پرنده قابلیت ساکن ایستادن در هوا را دارند و می‌توانند شتاب و سرعت زیاد را داشته باشند. از ویژگیهای جالب و جذابشان نور افشانی آنها است. گزارشها نشان می‌دهند که آنها در دو فاز مختلف تاریک و روشن مشاهده می‌شوند، اغلب روی زمین می‌نشینند، گاه چنان آرام می‌نشینند که گویی روی قشری از مه آرمیده‌اند.

از ویژگیهای دیگرشان، وجود یک یا چند سرنشین در آنهاست که معمولا مایل به مشاهده شدن نیستند. سرنشینان بشقابهای پرنده مجهز به دستگاهی با توانایی تابش پرتوهایی هستند که از میان اشخاص و دیوار عبور می‌کند. سرنشینان قادر به پرواز بوده، اصابت تیر را احساس نکرده و متقابلا می‌توانند مشاهده کنندگان را فلج کنند. در برخی گزارشها آمده که سرنشینان شبیه انسان هستند. بشقابهای پرنده در پرواز در ارتفاعات کم و یا در روی زمین اثرهایی بر دستگاههای ساخت بشر و محیط اطراف بر جای می‌گذارند. بشقابهای پرنده از تواناییهای هواپیماهای مدرن کاملاً آگاهند، از اینرو فاصله خود را اسلحه هوایماها و توپهای ضد هوایی طوری حفظ می‌کنند تا هموراه در خارج از برد موثر آنها قرار گیرند و می‌توانند کلیه سیستمهای الکترونیکی و موتوری و راداری و ... هواپیماها را از کار بیاندازند.

مشاهده کنندگانی که به بشقابهای پرنده خیلی نزدیک شدند، در معرض آثار رادیواکتیو قرار گرفتند. به علاوه، این اشیاء قادرند رادار را به موقع حس و خنثی نمایند و مانع قفل شدن رادارهای کنترل آتش شوند و در دید رادارهای دور برد واقع نشوند. سرنشینان بشقاب پرنده مجهز به سیستم مولد نیروی دافعه قابل حمل‌اند، که پرواز و شناور شدن آنها را در فضا ممکن می‌سازد. به علاوه، پدیده‌های عدم اصابت گلوله به دستگاه و سرنشینان آن به کمک میدان دافعه قابل توجیه‌اند.

پدیده بشقاب پرنده از دیدگاه یونگ

بشقاب‌های پرنده نمونه نادری از یک شایعه بصری است که با تصاویر ذهنی جمعی که جنگجویان صلیبی در جریان محاصره اورشلیم لشکریان مستقر در مانز در جریان جنگ جهانی اول یا کاتولیک‌های گردآمده در فاطیما دیده‌اند ارتباط نزدیکی دارد .ریشه‌های این شایعه را می‌توان به کمک دو فرضیه روشن ساخت :یک رویداد فیزیکی واقعی مبنای شکل‌گیری افسانه‌ای متناظر با خود می‌شود یا یک کهن‌الگو تجربه‌ای شهودی به وجود می‌آورد و شایعه پا می‌گیرد .به طور کلی پدیده اشیا پرنده ناشناخته از نقطه نظر روان‌شناختی و تاریخی ارزش بررسی دارد زیرا نمونه‌ای عالی از چگونگی شکل‌گیری یک افسانه یا اسطوره‌های زنده به دست می‌دهد .همچنین روشن می‌سازد که چگونه در طول دوران‌های سرگشتگی و فشار روانی گسترده داستان‌هایی معجزه‌آسا درباره مداخله قریب‌الوقوع موجودات فرازمینی یا قدرت‌های آسمانی پا می‌گیرد .

در برخی موارد گزارش شده‌است که اشیا پرنده ناشناخته دراز و کشیده‌اند .در این موارد شباهت اجسام مشاهده شده به نره و مشابهت آن با دیگر نمادهای باستانی الوهیت مقتضی و به‌جاست .اما بیشتر بشقاب‌های پرنده شکل مدور دارند و شبیه نماد تمامیت هستند که به ماندالا معروف است و ای واقعیت که برخی از تصاویر تشکیل دهنده پندارها و شایعات مرتبط با اشیا پرنده ناشناخته نیز تعبیری جنسی -گرد/مادینه ,دراز/نرینه- دارند نشان می‌دهد که غریزه نیرومند جنسی در پیکربندی این پدیده سهم دارند .


--------------------------------------------------------------------------------

مشاهده اشیاء پرنده ناشناس در طول تاریخ


1500 سال قبل از میلاد : فرعون تاتموس سوم دوایر پلید و ناآرام درخشانی را در پهنه آسمان نظاره می کند.

329 سال قبل از میلاد : اسکندر مقدونی اعلام می کند که هنگامی که لشگریان وی در حال عبور از رودخانه جاکارتس بودند دو شی پرنده در آسمان ظاهر شده و چندین بار به سمت لشگریانش حمله بردند به طوری که  باعث رم کردن اسب ها و فیل ها و متواری شدن سربازان گردیدند. و سربازان تا روز بعد از عبور از رودخانه منصرف گشتند. آنها این حادثه را حادثه ای شیطانی که باعث شکستشان خواهد شد پنداشتند.

170 سال قبل از میلاد : ناوگانی تماشایی از کشتی های پرنده در آسمان لانوپیوم مشاهده گردیدند.

99 سال قبل از میلاد : هنگامی که لیویوس تروسو مشغول خواندن اعلامیه جنگ در ابتدای شروع جنگ ایتالیا بود صدای عظیمی از اسمان شنیده شد و کره ای از اتش در اسمان شمالی در قلمرو اسپولتوم ظاهر می شود که رنگ طلایی دارد. سپس به نظر می رسد که بزرگ تر شده و از زمین به سمت آسمان می رود. درخشندگی اش طوری است که خورشید را تحت الشعاع خود قرار می دهد. پس از آن به سمت مشرق رفته و ناپدید می شود.

42 سال قبل از میلاد : از روم گزارش می رسد که چیزی شبیه به یک نوع سلاح با صدایی عظیم از زمین بر می خیزد و به اسمان میرود! (ایا نوعی موشک رویت شده بود یا نوعی سفینه؟)

 70 میلادی : در 21 ماه May این سال یک شبح شیطانی در ابعادی باور نکردنی قبل از غروب آفتاب در آسمان ظاهر گشت. نیروهای نظامی شهرها را محاصره کردند و سلاح هایشان را به سمت ّسمان نشانه رفتند.

80 میلادی : هنگامی که امپراتور روم اگریکولا در سفر اسکاتلند بود در شبی زمستانی شعله های عجیبی در آسمان بر فراز جنگل کالدون مشاهده می کند. تمام آسمان روشن شده بود و زمانی که هوا صاف بود یک کشتی آسمانی هر شب با سرعتی زیاد در آسمان پرواز می کرد!

98 میلادی :هنگام  غروب آفتاب در آسمان رم صفحه ای درخشنده  ظاهر گشت و سپس به سمت مشرق رفت!

398  میلادی :چیزی شبیه به کره ای سوزان که شمشیری از ان خارج شده بود بر فراز اسمان شهر بیزانس مشاهده شد. به نظر می رسید که این جسم پرنده از بالاترین نقطه آسمان زمین را لمس می کرد. چیزی که تا کنون دیده نشده.

776 میلادی : افرادی که در بیرون کلیسا ایستاده بودند دو صفحه درخشان بزرگ قرمز رنگ را بر فراز کلیسا مشاهده کردند که در حال مانور بودند. بسیاری از مردم با دیدن آنها وحشت زده شدند و از قلعه فرار کردند!

810  میلادی : سنت گریگوری به نقل از الکویین منشی و مورخ شارل مگنه و مولف کتاب ویتا کارولی در قسمت سی و یکم کتابش اظهار داشته که در سال 810 هنگامی که از شهر اخن المان دور می شده یک شیء گرد و بزرگ درخشان را در اسمان مشاهده کرده که از سمت شرق به غرب پرواز می کرده است. این شیء آنقدر بزرگ بوده که اسبهای سلطنتی رم کرده و باعث زمین خوردن و زخمی شدن شارل مگنه می شوند!

1235 میلادی : ژنرال یوریتسوم ژاپنی در روز 24 سپتامبر این سال در کمپ نظامی خود بود که واقعه ای عجیب روی داد. در هنگام شب و صبح روز بعد نورهایی در آسمان مشاهده می گردند که مانورهایی را در آسمان انجام می دادند. ژنرال از طالع بینانی که همراه او بودند علت ان واقعه را جویا می شود و آن ستاره شناسان دانشمند با خونسردی باشخ میدهند که این وقایع طبیعی هستند و وزش باد هنگام سحرگاهان باعث می شود ستارگان در آسمان به رقص درآیند!!

1239 میلادی : 24 جولای – انگلستان  قبل از دمیده شدن ستارگان یک شیء درخشان در آسمان ظاهر شد و به نظر می رسید که می تواند بروی هر دو سمت خود پرواز کند. این جسم بزرگ ابتدا از جنوب به سمت بالا پرواز کرد و فورا با گردشی سریع به سمت شمال پرواز می کند. ان جسم طوری پرواز می کرد که به نظر می رسید با هر سرعتی که بخواهد می تواند پرواز کند. بدین ترتیب به اعماق آسمان پرواز نمود!

1254 میلادی : در نمیه شب هشتم ماه یک شب پر ستاره ناگهان یک کشتی عظیم در آسمان ظاهر گشت. این کشتی مجلل با نورهای رنگی بود. راهبان سنت البان برای مدتی طولانی این کشتی را مشاهده کردند اما آن جسم از نظر ناپدید ش
1290 میلادی : در بایلند یورک شایر شمالی در انگلستان هنگامی که راهب بزرگ و دیگر راهبان مشغول خوردن غذا بودند یک شیء مسطح و دایره ای شکل نقره ای رنگ و درخشان بر فراز کلیسا به پرواز درآمد و باعث وحشت راهبان گردید!

1332 میلادی : در ساعات اولیه شب در اگزبریچ انگلستان ستونی نورانی در آسمان مشاهده شد. این شیء از آسمان جنوب برخاست وبا حرکتی آرام به سمت شمال رفت. در جلوی این شیء عجیب دوکی شکل نوری قرمز رنگ به سمت جلو ساطع می شد. سپس آن جسم سرعت گرفت و در اعماق آسمان ناپدید گشت!

1492 میلادی : ساعت 10 شب 11 اکتبر کریستوف کلمب و همسفرش پدرو گوتیرز هنگامی که بر عرشه کشتی سانتا ماریا ایستاده بودند شیء درخشانی را در دوردست مشاهده کردند. این شیء در تمام طول شب چندین بار مشاهده شد و مرتبا بالا و پایین می رفت. کریستف کلمب قبل از اینکه به خشکی برسد به مدت چهار ساعت شاهد پرواز آن شیء بود.  به نظر او این نشانه  رسیدن آنها به خشکی بود!

1528 میلادی : مردم شهر سیژ در اوتریخت هلند با دیدن یک صلیب زرد رنگ و پرنده وحشت زده شدند. چرا که آنها تصور می کردند دشمن به شهر حمله کرده است.

1554 میلادی : در ساعات 6 تا 8 صبح 10 مارس در فرانسه در اطراف ماه یک نقطه نورانی دیده شد که از خود نورهایی پخش می کرد و صدایی گوشخراش داشت و مانند نوک یک پیکان به نظر می رسید که از یک پهلوی خود به پهلوی دیگر می چرخید!

1643 میلادی :11 مارس این سال وقایع نگاری به نام جان ایولین درانگلستان گزارش می دهد که :  من نباید فراموش کنم که چه چیز مارا در شب قبل بی نهایت و حیرت زده کرد. جسمی نورانی مانند ابر و به شکل یک شمشیر که نوک آن سمت شمال بود در آسمان مشاهده شد. این شیء مانند ماه آرام بود و بقیه آسمان نیز صاف و آرام بود. این جسم ساعت 11 شب تا 1 بامداد در آسمان دیده شد و در نهایت به سمت جنوب انگلستان پرواز نمود!

1700 میلادی : از تمدن سرخپوستان آمریکا گزارش می رسد که موجودات انسان گونه درخشانی وجود داشته اند که سرخپوستان را با یک لوله مخصوص!(سلاح اشعه ای) فلج می کردند. و نیز در تاریخ این سرخپوستان آمده است که برخی از زنان سرخپوست با گروهی از این مردان ستاره ای ازدواج کرده اند!

1742 میلادی : یکی از اعضای انجمن سلطنتی انگلستان می نویسد : در 16 دسامبر این سال من از منطقه جیمز پارک عبور می کردم که ناگهان نوری از پشت درختان و خانه ها از سمت غرب و جنوب به آسمان برخاست که مانند یک موشک بزرگ به نظر می رسید. وقتی که آن شیء تا 20 درجه از دید من اوج گرفت به حالت افقی در آمده و به سمت شمال و شرق به پرواز کرد. آن شیء بسیار نزدیک به نظر می رسید و حرکتش آرام بود. من حدود نیم مایل آنرا با چشمانم تعقیب کردم. یک شعله در قسمت عقب آن نمایان بود. انتهای آن مانند ردیفی از میله های آهنین به نظر می رسید. و در یک نقطه از آن شیء سیلندر مانند دنباله های نور ساطع می شد. به طوری که نیمی از طول آن کاملا شفاف به نظر می رسید. سر آن شیء به اندازه 3 درجه نسبت به قطر آن و دم آن نیز به اندازه سه درجه نسبت به طول تخمین زده می شد.

1790 میلادی : از فرانسه چنین گزارش شده که در خلال تابستان یک بازرس پلیس به نام لیابوف شاهد بود که یک کره نورانی بزرگ بر فراز فارملند در حال پرواز است. این کره نورانی سپس فرود آمد و مردی از آن خارج شد که به زبانی نا مفهوم سخن می گفت. بعد از این حادثه آن کره ناگهان منفجر شد و آن مرد نیز ناپدید گردید! این واقعه توسط بسیاری از مردم ان زمان رویت شده و به خوبی نیز ثبت گردیده است.

1870 میلادی : این واقعه از دفترچه ثبت یک کشتی و از قول کاپیتان ان اف.دبلیو.بنر نقل گردیده است :

ملوانان کشتی یک شیء خیره کننده شبیه یک ابر را در آسمان می بینند. آن شیء شبیه به یک ابر مدور بوده که یک نیم دایره در درون آن به چهارقسمت تقسیم شده بود. محور مرکزی آن به بیرون زده بود و دوباره به عقب برگشته بود. این شیء از نقطه ای با زاویه 20 درجه نسبت به افق تا زاویه 80 درجه رفت. سپس در ناحیه شمال شرقی مستقر گردید و گاهی در نواحی جنوب و جنوب شرقی نیز مشاهده می گردید. آن شیء در مقابل باد به حالت مورب قرار گرفت و برای مدت نیم ساعت به این شکل مشاهده شد و در آخر ناپدید گردید!

--------------------------------------------------------------------------------


مطالعات فوق سری آمریکا

این تصویر فریمی است متعلق به یک قطعه فیلم معروف و جنجالی به مدت ? دقیقه و ?? ثانیه که توسط فردی که خود را ((ویکتور)) معرفی کرده است و به صورت مخفیانه از پایگاه فوق سری (گروم لیک )واقع در منطقه ?? مکانی که به گفته بسیاری از محققین مرکز ازمایش های سری دولت امریکا در رابطه با بشقاب های پرنده است خارج شده است. در این فیلم از یک موجود فرازمینی - از نژاد خاکستری ها - تحقیقاتی به عمل می اید.

 

   


 

ویکتور اذعان کرد چنانچه هویت اصلی او فاش شود بلافاصله توسط دولت به قتل خواهد رسید. (ادعای وی درست بود چرا که بسیاری از کسانی که اقدام به افشای این مسایل کرده اند توسط دولت ایالات متحده به قتل رسیده اند.)او به بسیاری از شبکه های خبری مراجعه کرد تا فیلم را برای عموم پخش کنند. ابتدا به شبکه خبری فاکس Fox TV مراجعه نمود. اما ان شبکه به علت مشکلاتی که قبلا به خاطر پخش فیلم مستند کالبد شکافی موجود فرازمینی برایش به وجود امده بود از قبول ان فیلم سر باز زد. ان مشکلات بخاطر ان بود که پس از پخش فیلم جنجالی میان موافقان و مخالفان ان فیلم به پا خاست و باعث شد اعتبار شبکه فاکس در نظر مخالفان صحت فیلم خدشه دار شود. و کمپانی فاکس نمی خواست بار دیگر متهم به دروغ پراکنی شود. ضمن ان که پخش چنین اخباری برای شبکه های معروف امریکا خشم دولت ان کشور را برایشان به ارمغان می اورد.سر انجام شبکه ای مستقل در لوس انجلس به نام Rocket Home Pictures قبول کرد که در حضور یک کارشناس بشقاب های پرنده - دیوید مورتون - ان را برای عموم پخش کند . پس از پخش فیلم مورتون فیلم را برای بینندگان اینگونه تحلیل می کند:

    فیلم صامت در محیطی نیمه تاریک فیلم برداری شده است. نیم رخ دو مرد نمایان است که یکی از انها یونیفرمی نظامی با یک درجه ستاره روی اپل شانه اش به تن دارد. و یک نفر دیگر که صورت خود را پوشانده و دست وی در تصویر مشخص است و به نظر می رسد که یک پزشک است. انها در محلی نشسته اند که سیمها میکروفونها و وسایل پزشکی در ان اتاق به چشم می خورد. نورهای ضعیفی نیز روی یک دستگاه چشمک می زند که به نظر میرسد ضربان یک قلب ضعیف را نشان می دهند. کل صحنه از پشت یک دیوار شیشه ای فیلم برداری شده است. طرف دیگر میز موجود کوچک قهوه ای رنگی با سر بزرگ و چشمان سیاه وجود دارد که چهره او برای هزاران نفر از ربوده شدگان اشناست. یک فرازمینی! وی سپس با بیان چند نشانه در حرکات ان موجود احتمال بیمار بودن ان را مطرح می سازد. ان گونه که از چهره ی وی پیداست دچار نوعی ناراحتی نیز می باشد.

 وی ادامه می دهد : پوستش صورتی مایل به قهوه ایست اما قسمت سر ان موجود بنفش رنگ است و اثراتی از کوبیدگی روی ان دیده می شود به طوری که احتمالا از نوعی ناراحتی در قسمت جمجمه رنج می برد. فیلم ادامه پیدا میکند و در ادامه شاهد نوعی تشنج شدید در ان موجود می شویم. در لحظه ای از فیلم دهان ان موجود به خاطر اعمال پزشکان باز شده و مقداری از محتوای اب دهانش به بیرون میریزد. در این لحظه دستگاه نمایش ضربان قلب ان موجود ناگهان به طرز عجیبی یک نوسان شدید را نشان میدهد. در این لحظه مردی که لباس نظامی به تن دارد علامتی می دهد و دو پزشک دیگر بلافاصله به کمک می ایند. این قطعه فیلم ناگهان در قسمتی که پزشکان مشغول مداوای ان موجود هستند به پایان می رسد

واقعی یا دروغی؟

صحت این فیلم از نظر افراد مختلف متفاوت است. بسیاری ان را حقیقی می دانند و بسیاری نیز جعلی. دیوید مورتون پس از دیدن فیلم متقاعد شد که فیلم حقیقی است به خاطر تطابق و همخوانی فیلم با اظهارات ربوده شدگان.
ان موجود شباهت بسیاری به موجوداتی دارد که ربوده شدگان تحت هپینوتیزم شکل و شمایلشان را باز گو کرده اند. این نوع معروف از فرازمینی ها که برای تمامی یوفولوژیست ها اشناست به خاکستری ها (grey) معروفند . نشانه بعدی که صحت فیلم را تقویت می کند اطلاعاتی است که پایین فیلم به نمایش دردر می ایند .

DNI/27 و سمت راست ان اعدادی که به نظر می رسد برای نشان دادن ساعت و دقیقه و ثانیه به کار می روند DNI ممکن است به کلمه (اداره اطلاعات نیروی دریایی- Department of Naval Intelligence) دلالت کند . بخشی که در منطقه ?? مشغول به کار است و بسیاری از مردم از فعالیت های ان و حتی وجود ان بی اطلاعند . ضمن این که جورج ناپ خبرنگار تلویزیون هم زمانی که جنجال باب لازار به راه افتاد(باب لازار از جمله دانشمندانی بود که مستقیما روی پروژه یوفو ها کار میکردو سپس تمامی اطلاعات خود را منتشر کرد و باعث جنجال بزرگی شد.) برای روشن شدن ادعاهای باب لازار چکهایی را که به او طی مدت زمان کار کردن در منطقه ?? داده شده بود طی یک برنامه تلویزیونی نشان داد که روی تمام انها مهر DNI خورده بود. این مساله نیز صحت وجود چنین بخشی را در منطقه ?? افزایش می دهد.                   

حالا می رسیم به ویکتور. کسی که به هیچ عنوان از ترس کشته شدن هویت خود را فاش نکرد. سوالی که مطرح می شود این است که وی چگونه توانست این فیلم را با وجود کنترل شدید از ان محل خارج کند؟ تهیه کننده برنامه ای که فیلم را برای عموم پخش کرد می داند که ویکتور چگونه فیلم را از پایگاه خارج کرد. ویکتور به وی گفته بود که او برنامه ریزی دقیقی انجام داد تا در لحظه ای که کسی نظارتی بر رویش ندارد فیلم ها را از روی نوار به سی دی و دی وی دی کپی کند. ضمنا وی عمدا صدای فیلم را حذف کرده تا مبادا هویت و امنیت خود و کسانی که در فیلم نمایش داده می شوند به خطر افتد.

وی ضمنا به تهیه کننده برنامه گفته بود که مردی که در اکثر صحنه های این فیلم کنار ان موجود ایستاده و دستش را به سمت سر خود می برد تله پات نیروی نظامی بوده که با حضور خود در انجا برقرای ارتباط تله پاتیکی برای کمک به ان موجود را به عهده داشته است!(این نکته که موجودات فرازمینی با تله پاتی ارتباط برقرار می کندد امری حتمی و پذیرفته شده است.)

 
چون در فیلم ضعف و بیماری ان موجود کاملا اشکار بود برای همین تهیه کننده برنامه از ویکتور راجع به این که ایا ان موجود پس از ان واقعه مرده یا خیر سوال کرد. ویکتور جواب داد مطمئن نیستم. همین قدر می دانم که دیگر از ان موجود برای تحقیقات علمی و مصاحبه استفاده نکردند

و در پایان طبق اظهارات ویکتور صداهای این فیلم که وی بنا به دلایلی انها را حذف کرده علاوه بر امنیت خود و دیگر افراد مشاهده شده در فیلم این است که طی انجام اعمالی بر روی ان موجود سعی می شود اطلاعات تکنولوژیکی و فنی نیز از ان به دست اید. که خود ویکتور یا انها را نمی دانسته یا نمی خواسته بگوید. ضمنا این مساله که ایا ان فرازمینی به میل خود انجا بوده یا از سانحه ی سقوط بشقاب پرنده اش جان سالم به در برده است نیز نا معلوم است.

--------------------------------------------------------------------------------

دانشمندان روسی، بقایای یک سفینه فضایی را یافته‌اند که ساخته دست بشر نیست

به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، یوری لافبن، پژوهشگر روسی و رییس موزه «شهاب‌سنگ تونگوسکا و اجسام فضایی»، از کشف دو میله فلزی سنگین توسط تیم تحقیقاتی خود خبر داد که مدعی است، ساخته دست بشر نیست.


روزنامه «الشرق‌الاوسط» ـ چاپ لندن ـ با اعلام این خبر افزود: این دو میله در نزدیکی روستای «واناوارا» کشف شده است؛ یکی از این میله‌ها در عمق 5/1 متری و در میان جسمی یافت شده که متعلق به یک ستاره دنباله‌دار بوده و میله دوم نیز در میان آهن قراضه‌های موجود در نزدیکی ریل راه‌آهن پیدا شده است.

پیش از این نیز روس‌ها در سال 1908 ادعا کرده بودند که در محل سقوط شهاب‌سنگ «تونگوسکا» در سیبری بقایای یک سفینه فضایی را یافته‌اند که ساخته دست بشر نیست.

ساکنان نزدیک به محل سقوط این شهاب‌سنگ، این منطقه را بدیمن می‌دانند، اما آنچه که موضوع را جدی‌تر می‌سازد، این است که دانشمندان نیز وجود برخی چیزهای بدیمن در این محل را نفی نمی‌کنند، به گونه‌ای که برخی از این دانشمندان می‌گویند، در یکی از مناطق نزدیک به محل مذکور در سیبری، عقربه‌های ساعت کندتر حرکت می‌کند و این پدیده ناشناخته‌ای است که هنوز مطالعه و بررسی نشده است. مورد عجیب دیگر در این محل، مشاهده اشباحی است که به صورت آشکار حرکت می‌کنند.


دانشمندان مذکور تصریح کردند، آنان با چشمان خود دیده‌اند، افرادی که از این محل عبور می‌کنند، به محض رسیدن به محل مورد نظر، نامرئی می‌شوند و نمی‌توان آنان را دید.

یکی از دانشمندان روسی می‌افزاید:

ساکنان محلی این منطقه تأکید می‌کردند که آنان پس از جنگ جهانی دوم، در اعماق رودخانه تونگوسکا، یک‌سری قطعات فلزی صیقلی یافته‌اند که دارای اشکال هندسی منظمی بوده و از ماده سیاه‌رنگ عجیبی ساخته شده است. سپس ما به رغم آنکه از آن زمان تاکنون، طبیعت دچار تغییرات بسیاری شده است، با این حال آغاز به جستجو کردیم و سرانجام یکی از این قطعات را یافتیم که شکل و رنگ آن با هر ماده خام دیگر فرق دارد.


دانشمندان زمین‌شناسی گمان می‌کنند که این ماده، متعلق به یک سفینه فضایی بوده که ویژگی‌های مغناطیسی ندارد و قادر به تحمل گرمایی تا 3000 درجه و نیز تحمل برخورد با شهاب‌سنگ‌ها است.


این منطقه که قطعه مذکور در آن یافت شده و حدود 25 کیلومترمربع مساحت دارد، دارای ویژگی‌های خاص و استثنایی است. انسان در این منطقه نمی‌تواند بایستد، چون احساس می‌کند حلقه‌ای سر او را می‌فشارد. در این منطقه قانون حرارتی نیز صادق نیست، چراکه در روز دمای حرارت هوا به 30 درجه بالای صفر و در شب به 7 درجه زیر صفر می‌رسد، به گونه‌ای که آب یخ می‌زند. سطح پرتوافکنی نیز در این منطقه نسبت به دیگر مناطق 12 الی 15 درصد کمتر از میزان طبیعی‌اش است. این دانشمند روسی معتقد است، سفینه فضایی منهدم‌شده، از روی زمین بلند شده است.

وی می‌افزاید: این سفینه در 30 ژوئن سال 1908، یعنی زمانی که انسان هنوز سفینه فضایی نداشت برای منهدم کردن یک ستاره دنباله‌دار 200 میلیون تنی بلند شده و آن را در فضای سیبری منهدم کرده، به این ترتیب حیات بشر را نجات داده است.


لافبن در پایان می‌پرسد: آیا این مخلوقات غیربشری خودشان را فدای انسان کرده‌اند؟؟
گفتنی است، عکس‌های گرفته‌شده از محل این انفجار 8 حفره بزرگ را نشان می‌دهد و مقادیر متنابهی نیز اریدیوم ـ که یک ماده فضایی است ـ در این محل کشف شده است.

--------------------------------------------------------------------------------


قدرت و مانور باورنکردنی یک بشقاب پرنده

در سال 1990 یک بشقاب پرنده مثلثی شکل در شرق بروکسل ظاهر شد و پس از مشاهده ی آن دو فروند جنگده ی اف 16 برای تعقیب آن اعزام شدند. اما متاسفانه این تعقیب و گریز بدون نتیجه پایان یافت.در حین این عملیات حادثه بسیار حیرت انگیزی رخ داد:

خلبانانی که بشقاب پرنده را تعقیب می کردند اظهار داشتند که آن در مدت زمان یک ثانیه از ارتفاع 7000 فوتی (2000) به ارتفاع 600 فوتی (180 متری) سقوط کرد و در آن ارتفاع به پرواز خود ادامه داد!!!

این تغییر فشار ناگهانی فشاری برابر 40 جی (40 هزار برابر جاذبه ی زمین) به بشقاب پرنده وارد می کند. {جالبه بدونیم حداکثر فشاری که فضانوردان تا به امروز تجربه کرده اند 6/3 جی بوده که تازه به تدریج بر اونها وارد می شده نه یک باره و در عرض یک ثانیه! }

دانشمندان و کارشناسان با تحقیقات آزمایشگاهی پیش بینی می کنند که اگر دانش بشری بسیار پیشرفت کند و بتواند شرایط اضطراری را مهیا کند انسان قادر خواهد بود 8 جی فشار را تحمل کند.{در این فشار بدون تهیه شرایط و تجهیزات پیشرفته تمام ارگان ها داخلی بدن انسان از هم می پاشد و متلاشی می شود.}

کارشناسان می گویند : از نظر مقاومت فلزات در برابر فشار هیچ هواپیمایی قادر نیست بیشتر از 15 جی فشار را تحمل کند که آن هم مستلزم تجهیز بدمه ی هواپیما با آلیازی است که تا کنون ساخته و آزمایش نشده است.در عین حال مشاهده شده که بشقاب پرنده ها تا 400 جی فشار را هم می توانند تحمل کنند!

از طرفی این تغیر ارتفاع ناگهانی بشقاب پرنده از یک بعد دیگر هم قابل مطالعه است.بشقاب پرنده در زمان تنها یک ثانیه از ارتفاع 7000فوتی به 600 فوتی سقوط کرد. یعنی با سرعت حیرت انگیز 6500 کیلومتر در ساعت!! در چنین سرعتی در اثر برخورد هوا با بدنه ی هواپیما 4500 درجه گرما حاصل می شود. هیچ فلزی نیست که بتواند چنین دمایی را تحمل کند. بدنه ی هواپیما از هر فلزی که باشد اگر در این سرعت پرواز کند بدنه ی آن ذوب می شود. ضمن این که هیچ هواپیمایی تا کنون ساخته نشده که بتواند به چنین سرعتی دست یابد.

 نتیجه...

از موارد فوق می توان دو نتیجه گیری کرد :

1- جنس این بشقاب پرنده از فلزی است که در کره ی زمین یافت نمی شود.

2-سیستم حرکتی آن فوق العاده پیشرفته است به طوری که از ایجاد اصطکاک بین هوا و بدنه ی هواپیما جلوگیری می کند.یکی از فرضیه های جالب در باره ی سیستم حرکتی آنها این است که این بشقاب ها مجهز به مولد پرتوی کاتدی می باشندو مولکولهای هوای اطراف سفینه را یونیزه می کنند. به این ترتیب در اطراف بشقاب پرنده خلاء ایجاد می شود .بنابر این دیگر اصطکاک معنایی ندارد و سفینه می تواند با سرعت سرسام آوری به حرکت در بیاید.در واقع با این کار بشقاب پرنده یک سپر نامرئی در مقابل هجوم ذرات هوا برای خود می سازد. 


--------------------------------------------------------------------------------

ادعای عجیب بیلی مایر

بیلی مایر پیر مرد مسن و کشاورز سویسی در میان یوفولوژیست ها از شهرت زیادی برخودار است. ادعای وی این است که از زمان کودکی تا بحال  با موجودات فرازمینی از ستارگان پلیاد (خوشه پروین) دیدار و گفتگو کرده است. در میان تمام کسانی که ادعای ارتباط با موجودات فرازمینی را می کنند بیلی مایر از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

زیرا وی برای صحت ادعای خویش عکسها و فیلمهای بسیار شفافی از بشقاب پرنده ها گرفته است. که به گفته خودش این اجازه را موجودات فرازمینی به او داده اند. عکسها و فیلم ها و نوارهایی که حاوی صداهای بشقاب پرنده هاست همه توسط دانشمندان زیادی مورد ازمایش قرار گرفته که اثری از حیله و نیرنگ در انها دیده نشده است. همچنین او فلزاتی را از طرف فرازمینی ها به دانشمندان اهدا کرده است که در کره زمین یافت نمیشوند!


و حال خبر جدید :

سازمان National Geographic در شماره مجله خود صحت یکی از ادعای بیلی مایر را  مطرح شده بود تایید کرد! بیلی مایر بیش از سی سال پیش ادعا کرده بود که موجودات فرازمینی به او گفته اند که قله اورست مرتفع ترین کوه در کره زمین نیست! وی در یکی از نوشته های قدیمی خود اورده که موجودات فرازمینی به او گفته اند که قله چیمبورازو ( Chimborazo )در اکوادور از قله اورست بلند تر است.برای اینکه کره زمین کاملا گرد نیست و برای همین ((ارتفاع از سطح دریا)) مقیاس درستی برای اندازه گیری ارتفاع کوه ها نیست!


National Geographic در ادامه توضیح میدهد که اخیرا دانشمندان متوجه شده اند چرخش زمین به دور خود باعث شده که سطح زمین کاملا یکدست و اصطلاحا کروی نباشد. بنابر این اگر ارتفاع کوه ها را نسبت به مرکز زمین بسنجیم کوه چیمبورازو بلند تر از اورست است! اما اگر مبنای اندازه گیری را سطح دریا اختیار کنیم در ان صورت قله اورست از چیمبورازو بلند تر است. پس در حقیقت نه اورست بلکه چیمبورازو ((بلند ترین نقطه)) روی زمین است.

کوه اورست : فاصله قله تا مرکز زمین = 6,382,250 متر
کوه چیمبورازو : فاصله قله تا مرکز زمین = 6,384,450 متر

این نکته را باید یاد اور شد که چگونه یک کشاورز ساده سویسی (که یک دست بیشتر ندارد) و تحصیلات عالی نیز ندارد سالها پیش چنین ادعایی را مطرح ساخته که اکنون دانشمندان به صحت ان پی برده اند؟!

ایا بعضی چیزها را نباید جدی گرفت؟